![]() |
![]() |
|
|
کس مردمان بی کس دل غمگین مزه امید نارس شب سنگین صفای سفره خالی نون گندم چشای بارونی ما اشک مردم فدای رنگ و لعابت چشمه شعر و شرابت قدمای خوش رکابت بردنم منو به خونه خونه کوچیک و تاریک نموره سقف دلش میچکه باریک میریزه رو دلای خسته مهمون مهمون دو روزه دلتنگی هامون بلدم رنگو ببینم میتونم دردو بچینم دوست دارم خواستنیامو تو سراب تو ببینم بسه مه درد نداشتن تو دلم مزرعه کاشتن توش یه مشت گندم گذاشتن واسه بی کسی هامون ! دل نازک دل پنبه دل بی دل دل زخمه زخمه دل به تو هدیه سر سفره دلامون ندونستم دل هلاکه دل هلاکه سینه چاکه عشق پاک مال ماها بود بودن نبوده ها بود اون اومد قصه بخونه واسه دلم بمونه زنگ رفتن زنگ مردن خوردش و شدش بهونه واسه رفتن ماها واسه دفن چراها
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 10:35 توسط ناهید شادکام |
|
|
۱. کوچاندن ترک زبانان از سوی حاکمان ایرانی همچون دوره شاه عباس یکم و نادرشاه که با هدف جلوگیری از شورش تالشان به مناطق اسکان این قوم صورت گرفت. ۲. پس از جنگهای ایران و روس، روسها با هدف چیرگی بر سرزمین تالش شمالی به کوچاندن قومهای گوناگون از جمله ترک زبانان اقدام کردند. ۳. از دوره صفویان به این سو، بیشینه فرمانداران نواحی گوناگون تالش از ترک زبانان بودند و در گسترش این زبان کوشش میکردند. افراد بانفوذ تالش نیز برای رونق کار خود مخالفتی با گسترش زبان ترکی نداشتند. ۴. بی علاقگی تالشان به امور بازرگانی موجب شد، بازرگانان بزرگ، خرده پا و دوره گرد از مناطق ترک زبان به سوی سرزمین تالش سرازیر شوند و پس از آشنایی با شرایط اقلیمی، به صورت دائمی در منطقه نشیمن گرفته و حتی به برپایی مغازه اقدام کنند. در اواخر سده نوزدهم همه اهالی ویلکیج به زبان ترکی صحبت میکردند و به تالش ترک مشهور شده بودند. ۵. پس از سقوط اصفهان در سال ۱۱۳۵ ق. تا به تخت نشستن آقامحمد خان در سال ۱۲۱۰ ق. یک دوره ۷۵ ساله هرج و مرج و آشفتگی همراه با کشت و غارت طی شد که جمعیت ایران را با کاهش روبرو ساخت. در طاعون ۱۲۴۶ ق. / ۱۸۳۰ ترسایی و سال ۱۲۵۰ ق. دو سوم جمعیت تالش هلاک شدند و این سرزمین برای رفع نیاز متوسل به نیروی کار همسایه شد. از سال ۱۲۵۶ ق. / ۱۸۴۰ ترسایی سالانه 27 هزار نفر نیروی کار از بیرون از گیلان آمدند که کمابیش همه آنها ترک بان بودند. مهاجرت گروهی یا فردی به این منطقه به سبب تنگی گذران زندگی و نشیمن گزینی دائمی آنها بافت تالشی منطقه را به هم ریخت. ۶. آسیب پذیری زبان تالشی که فاقد الفباست موجب شد که به راحتی زیر رخنه زبان ترکی آذری که در دبستانها و دبیرستانها، مطبوعات، رسانه ها و ادارات دولتی تالش شمالی رایج شد قرار گیرد. پشتیبانی شدید حاکمیت موجود در تالش شمالی از گسترش زبان ترکی و محو آثار تالشی در توقیف و عدم انتشار هرگونه اثری از این زبان در به سستی کشانیدن زبان تالشی به شدت مؤثر بوده است. ۷. گسترش زبان ترکی با گرایشهای مذهبی همراه بوده است، در نتیجه ایستادگی در برابر این هجوم صورت نگرفته است. ۸. ترکی زبان ارزشی حاکم بر منطقه تالش شد در نتیجه عموم آموزش دیدگان و دانش آموختگان به زبان ترکی صحبت میکردند. ۹. پس از آغاز جنگهای ایران و روس، فتحعلیشاه قاجار برای کاهش نفوذ میرمصطفی خان برخی از خاندانهای ترک زبان رده پایین و مهاجر در سرزمین تالش را به خانی ارتقاء داد. این خان ها از آنجا که در میان تالشان نفوذی نداشتند، برای تثبیت خود به مهاجرت ترک زبانان به این منطقه دامن زدند. کتاب: تالشان (از دوره صفویه تا پایان جنگ دوم ایران و روس) نوشته حسین احمدی، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی، تهران ۱۳۸۰. ویلکیج اردبیل ونمین مانندلنکران عنبران مرکززبان تالشی بوده است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 16:5 توسط ناهید شادکام |
|
از تالش چه مى دانيد؟ تصورتان از اين سرزمين پر از سكوت چيست؟ سرزمينى با سه شكل كلبه اى، جنگلى و كوهستانى شما را محو طبيعتى مى كند كه فقط مختص اين منطقه و درختان هميشه سبزش است. تالش سرزمينى است با مساحت ۳۶۷۲ كيلومتر در شمال استان گيلان. تالش امروز ايران و همه دشت لنكران تا رودخانه كورا درگذشته، تالش بزرگ را تشكيل مى دادند. در زمان فتحعلى شاه قاجار پس از دو دوره جنگ هاى طولانى بين ايران و روسيه تزارى، بخش وسيعى از تالش بزرگ به خاك روسيه الحاق شد. امروزه تالش ايران محدود به منطقه جلگه اى و كوهستانى مابين آستارا، انزلى، صومعه سرا و خلخال است. به اعتقاد كارشناسان سال ۱۳۷۰ نقطه عطفى در باستان شناسى تالش به شمار مى رود. هنگام آماده سازى جاده در دست احداث پونل به خلخال و ميانه در غرب روستاى ييلاقى «وسكه» تيغه يكى از ماشين هاى راهسازى به گور باستانى برخورد كرد. پس از بررسى مشخص شد آنجا يكى از وسيع ترين گورستان هاى پيش از تاريخ است.بررسى گورستان هنوز هم ادامه دارد. اكنون نظرتان درباره تالش چيست؟ از گورستان هاى قديمى مى ترسيد؟ تالش به غير از اسكلت هاى چندهزار ساله ديدنى هاى بسيارى دارد. برويد و بعد براى ما تعريف كنيد. |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 15:56 توسط ناهید شادکام |
|
|
تالش با داشتن آثار باستانی و تاریخی و همچنین جاذبه های طبیعی فراوان می تواند بستر مناسبی جهت رشد و توسعه صنعت گردشگری باشد. از جمله مناطق دیدنی تالش می توان به ییلاقهای آق اولرمریان، سوباتان، ارده و از نقاط زیارتی به بقعه شاد میلرزان (شاه میلرزان) واقع در روستای خطبه سرا، بقعه آقا سید احمد نال تربه از نوادگان امام موسی کاظم (ع) واقع در روستای نال تربه، بقعه سلطان سید در مرکز شهر تالش و بقعه سیاه علم خاله سرا در روستای خاله سرا اشاره کرد. قلعه لیسار معروف به دژ سلسال در روستای لیسار که از قلعه های مهم دوران اسماعیلیان بوده و همچنین کاخ قشلاقی نصراله خان سردار امجد واقع در داخل شهر تالش که قدمت تاریخی آن مربوط به دوره قاجاریه می باشد و کاخ ییلاقی نصراله خان سردار امجد که در روستای مریان آق اولر قرار دارد، از جلوه های مهم تاریخی شهر تالش می باشند. پارک جنگلی گیسوم تالش با مساحتی حدود 80 هکتار، سواحل دریای گیسوم و جاده جنگلی منتهی به آن دارای منظره ای بسیار بدیهی می باشد که هر ساله مسافران بسیاری را پذیرامی باشد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 15:18 توسط ناهید شادکام |
|
|
متن زیر را در کتابی خواندم که خیلی زیبا بود . گفتم شما هم بدانید ؟ روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد . آن گاه تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه کمک کند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد . پروانه به راحتی خارج شد اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروکیده بودند . آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و از جثه او محافظت کند . اما چنین نشد . در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز کند . آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرارداده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد. گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم . اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می شدیم به اندازه کافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز کنیم . من نیرو خواستم و خداوند مشکلاتی سر راهم قرار داد تا قوی شوم . من دانش خواستم و خداوند مسائلی برای حل کردن به من داد . من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم . من شهامت خواستم و خداوند موانعی سر راهم قرار داد تا آنها را از میان بردارم . من انگیزه خواستم و خداوند کسانی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند . من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به دیگران محبت کنم . من به آنچه خواستم نرسیدم ...... اما آنچه نیاز داشتم به من داده شد . نترس . با مشکلات مبارزه کن و بدان که می توانی بر آنها غلبه کنی .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 11:25 توسط ناهید شادکام |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 10:57 توسط ناهید شادکام |
|
|
در کتابی متن زیر را خواندم شما هم بخوانید ؟ از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد . خدا فرمود : خودت باید آنها را رها کنی . از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند . فرمود: صبر حاصل سختی و رنج است . عطا کردنی نیست آموختنی است . گفتم : مرا خوشبخت کن . فرمود :نعمت از من خوشبخت شدن از تو . از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند . فرمود : رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به من نزدیک تر می کند . از او خواستم روحم را رشد دهد. فرمود : نه تو خودت باید رشد کنی من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس میکنم تا بارور شوی . از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت کامل ببرم . فرمود : برای این کار من به تو زندگی داده ام . از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد من هم دیگران را دوست بدارم . خدا فرمود : آها .. بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 14:17 توسط ناهید شادکام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تصاویری از تالش - اشعاری از تالشان - مقاله و........
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 |
| پیوندها |
|
تاج ماه مرغ طوفان قاطی پاتی |
|
RSS
|